آراد نازدانه ی ما آراد نازدانه ی ما ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 21 روز سن داره
عشق میان من و همسرم عشق میان من و همسرم ، تا این لحظه: 18 سال و 6 ماه و 11 روز سن داره
نيكان گليِ مانيكان گليِ ما، تا این لحظه: 8 سال و 28 روز سن داره

پسرانم آراد و نیکان

تا بماند به یادگار برای روزهای نوجوانی و جوانی عزیزانم از روزهایی که با عشق قد کشیدید و تک تک سلول های وجودمان رو لبریز از عطر خوش زندگی کردید

تولد 4 سالگی آرادی در مهد

پسرمان چهارسالش تمام شد و من چهارصد برابر عاشقش شدم. بله 4 سال گذشت و قرار بود جشن تولد پسرمان را باز هم در کنار اعضای خانواده برگزار کنیم که در پی سفر مادر جان و پدر به شمال به تعویق افتاد. برای همین جشن تولدی در مهد کودک بپا کردیم و طی قرارهای قبلی با مدیر مهد کودک کیک و شمع و کلاه و شیر به تعداد لازم محیا نمودیم تا در کلاس خودشان به همراه بچه ها جشن بگیرند. ولی بعدتر مطلع شدیم که از کلاس ها دیگر نیز میهمان داشتند و با کلی شادی و بازی و موزیک و رقص همراه بود و تنها دو عدد عکس به دستمان رسید در کنار دوستان ادامه مطلب لطفاً آراد یک روز مانده به پایان چهار سالگی و ا...
26 شهريور 1396

تولد چهارسالگی پسرم

  گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد   و تو هر روز سحر می نشینی لب حوض   تا بیاید از راه ، از خم پیچک نیلوفرها   روی موهای سرت بنشیند   یا که از قطره آب کف دستت بخورد   گاه یک سنجاقک همه معنی یک زندگی است    تولدت مبارک سنجاقک زیبای من ...
25 شهريور 1396

روزمرگی های ما

آرادی من این روزا حسابی با مهد مشغوله و کلی حال میکنه تو مهدکودک و تا جایی که وقتی بهش پیشنهاد میدم که آراد امروز مهد نریم میگه: مامان من دوستام منتظرم هستن باید برم پیششون. تو این تابستون هم چند تا اردوی حسابی رفتن از پارک ولنجک و تئاتر و پارک ژوراسیک و .... در کل همش خدا رو شکر داره بهش خوش میگذره. آهان راستی بعد از مدت های طولانی که تصمیم داشتیم آرادی رو ببریم کلاس مشاعره پیش آزیتا جون بالاخره یکشنبه 12 شهریور موفق شدیم و اولین جلسه ی کلاسش شروع شد بماند که آراد چه ها نکرد ولی در کل خوب بود و آزیتا جون هم امیدوار بود به پسرمون. شعر گفتم غم تو دارم رو دوبیت اولش رو تمرین کردیم و یک تک بیت هم به صورت مجزا و به برنا...
15 شهريور 1396
1